تبليغاتX
سرمه
سرمه



مـگـــذار و مـگـــذر

دلگير دلگيرم مرا مگذار و مگذر
از غصه ميميرم مرا مگذار و مگذر
 
با پاي از ره مانده در اين دشت تبدار
اي واي ميميرم مرا مگذار و مگذر
 
سوگند بر چشمت که از تو تا دم مرگ
دل بر نميگيرم مرا مگذار و مگذر
 
بالله که غير از جرم عاشق بودن اي دوست
بي جرم و تقصيرم مرا مگذار و مگذر
 
با شهپر انديشه دنيا گردم اما
در بند تقديرم مرا مگذار و مگذر
 
آشفته تر ز آشفتگان روزگارم
از غم به زنجيرم مرا مگذار و مگذر
یدالله عاطفی

87/09/21 توسط سجاد گرامی |




sajjadgerami2003@yahoo.com

سخن
عکس
آموزش
شعر
لینک ها
حقوق بشر

RSS 2.0

Design By Parstheme